برتر

روش‌های رایج تربیت در محیط متضاد: چرا تالش‌ها بی‌ثمر می‌ماند؟

در مطالب پیشین، به اهمیت شناخت موضوع تربیت (انسان)، تعیین هدف و درک عمیق محیط – به‌خصوص محیط باز و متضاد امروز – اشاره کردیم. محیطی که در آن، اندیشه‌ها، فرهنگ‌ها و عوامل تأثیرگذار متعددی وجود دارند و هر یک می‌کوشند بر انسان اثر بگذارند و او را سردرگم می‌کنند . حال این پرسش مطرح می‌شود که روش‌های تربیتی رایج در چنین محیطی چه هستند و آیا برای مصون‌سازی انسان در برابر هجمه‌های متعدد فکری و رفتاری کارآمدند؟

اکنون به بررسی و نقد چهار رویکرد یا روش تربیتی مرسوم در محیط متضاد می‌پردازیم.

۱. روش تحمیل محور (دستوری): در این روش، تربیت بر پایه اطاعت و شنیدن حرف مربی یا والدین است، بدون اینکه لزوماً دلیلی برای چرایی خواسته‌ها و دستورات ارائه شود . منطق حاکم بر این روش این است که مربی یا والد خود را ظرف پر و کودک را ظرف خالی می‌داند که باید با تجربیات و مطلوبیت‌های خود او را پُر کند.  نقد: این روش در محیطی که فشار بیرونی وجود نداشته باشد، کارایی خود را از دست می‌دهد. همچنین، مانع از رشد تفکر و انتخاب‌گری در کودک می‌شود و او را به اطاعت سطحی سوق می‌دهد، نه پذیرش عمیق .

۲. روش محبت افراطی: این رویکرد بر اشباع نیازهای عاطفی و محبتی کودک تأکید دارد، با این هدف که کودک رنج نکشد و حسرت چیزی به دلش نماند. والد یا مربی تمام تلاش خود را می‌کند تا همه خواسته‌های کودک را بی‌درنگ برآورده سازد.  نقد: این روش با سلب فرصت رویارویی با مشکل از کودک، مانع رشد استقلال و توانایی ایستادن روی پای خود می‌شود .کودک را متوقع و وابسته بار می‌آورد  و با مداخله زیاد، فرصت شکوفایی استعدادهای ذاتی مانند تفکر و انتخاب را از او می‌گیرد و او را به فردی بی‌خاصیت و وابسته تبدیل می‌کند.

۳. روش تلقین محور (شعار): این روش برانگیختن احساسات و هیجانات کودک را محور تربیت قرار می‌دهد و از طریق شعارها و تلقین‌های مکرر سعی در ایجاد حرکت در او دارد . نقد: حرکت ایجاد شده توسط این روش ناپایدار و وابسته به وجود هیجان است و پس از فروکش کردن احساسات، فرد سرد می‌شود. این روش فکر مخاطب را تعطیل می‌کند و او را صرفاً دنباله‌رو هیجانات و شعارها می‌سازد . در محیط متضاد با انبوه اندیشه‌ها ، تکیه بر هیجان به‌تنهایی کارساز نیست و فرد را در برابر هجمه‌ها مصون نمی‌سازد.

۴. روش آموزش محور (انتقال اطلاعات): این رویکرد ریشه مشکلات فکری و رفتاری را در جهل می‌بیند و راه حل را صرفاً انتقال هرچه بیشتر اطلاعات به کودک می‌داند . منطق این روش این است که اگر حقایق با دلایل محکم بیان شوند، افراد مجاب شده و عمل خواهند کرد . نقد: این روش کودک را ظرفی خالی می‌بیند که باید با اطلاعات پر شود . اما حجم انبوه اطلاعات در محیط باز بدون ایجاد توانایی تحلیل و تفکر ، کودک را سردرگم و حتی بدبین می‌کند. این روش فکر مخاطب را تعطیل می کند.

ما امروزه تاکید میکنیم که در محیط متضاد امروزی، نمی‌توان با روش‌های متناسب با محیط بسته، کودک را تربیت کرد. روش‌های فوق، به تنهایی یا حتی در ترکیب با یکدیگر، به دلیل عدم توجه کافی به ویژگی‌های محیط و نیازهای خاص انسان در این شرایط، غالباً تلاش‌ها را خنثی یا تضعیف می‌کنند

اینجاست که نیاز به رویکردی متفاوت برای مصون‌سازی کودک از درون احساس می‌شود .  رویکردی که به کودک توانایی ایستادگی در برابر هجمه‌ها را بدهد، نه اینکه صرفاً سعی در حذف هجمه‌ها یا کنترل بیرونی کودک داشته باشد. در مطلب بعدی به این رویکرد نوین خواهیم پرداخت.

پیمایش به بالا