برتر

روش‌های تربیتی: پر کردن ظرف یا شکوفا کردن استعداد؟

تربیت فرزند، مسیری پیچیده و پرچالش است و والدین و مربیان همواره به دنبال بهترین راهکارها برای این مسئولیت بزرگ هستند. اما آیا همه روش‌ها یکسان هستند و نتایج مشابهی دارند؟ برای پاسخ به این سوال باید  تفاوت رویکردهای مختلف تربیتی را در نسبت با ماهیت انسان و هدف تربیت روشن کنیم.

مفهوم بنیادین تربیت ، نه انباشت اطلاعات یا تحمیل رفتار، بلکه شکوفا کردن استعدادها و برآوردن نیازهای اصیل انسان تعریف می‌شود .برای درک بهتر این تعریف، می‌توان انسان را مانند یک بذر گیاه در نظر گرفت؛ بذری که اگر نیازهایش – مانند آب، خاک و نور مناسب – تأمین شود، می‌تواند به طور کامل رشد کرده و شکوفا شود.کار والدین در تربیت، همانند کار باغبان است؛ فراهم کردن شرایط مناسب برای رشد .

اما «موضوع تربیت»، یعنی همین انسان در سن کودکی، مجموعه‌ای از استعدادها و نیازهاست . برخی از این استعدادها با حیوانات مشترک هستند، مانند توانایی دویدن یا بازی کردن . اما بخش مهم و تمایزدهنده انسان، «استعدادهای عالی» اوست که شامل تفکر، تعقل، انتخاب و قوای خیال می‌شود. هر انسانی از نظر وجود این استعدادهای عالی مشترک است، هرچند در قوت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند . بنابراین، روش تربیتی صحیح باید متناسب با نیازهای عالی و اصیل انسانی باشد و تمام استعدادها و توانمندی‌های او را مورد توجه قرار داده و شکوفا کند. کودکی که موضوع تربیت است، مانند زمین خالی و آماده‌ای است که در تعامل با محیط، از تمام جریانات و عوامل اثرپذیر است.

با این حال، برخی روش‌های تربیتی مرسوم، به جای تمرکز بر این استعدادهای اصیل، مسیرهای دیگری را در پیش می‌گیرند که ممکن است با هدف شکوفایی انسان در تضاد باشند . از جمله این روش‌ها که در محیط باز (محیطی با اندیشه‌های متعدد و متضاد) رایج شده‌اند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • روش تحمیل محور (دستوری): که بر اطاعت بی‌چون‌وچرای کودک و اجرای دستورات بدون توجه به چرایی تاکید دارد و منطقش اصالت دادن به عمل و فرض بر خالی بودن ظرف متربی است . این روش می‌تواند منجر به تعطیلی رشد انتخاب‌گری و قدرت فکر و تحلیل شود.
  • روش محبت افراطی: که ناشی از دلسوزی بیش از حد والدین است که تمام مشکلات کودک را حل می‌کنند تا سختی نکشد. این رویکرد فرصت رویارویی با مشکل را سلب کرده، متربی را وابسته نموده و مانع شکوفایی استعدادهای ذاتی او مانند تفکر و انتخاب می‌شود . می‌تواند روحیات نامطلوبی مانند لوس شدن و ناتوانی در برابر مشکلات را ایجاد کند.
  • روش تلقین محور (شعاری): که با تکیه بر هیجانات و شعارها، مخاطب را “داغ” کرده و به حرکت وامی‌دارد، اما فکر او را تعطیل می‌کند.
  • روش آموزش محور (انتقال اطلاعات): که ریشه مشکلات را در جهل دانسته و با انتقال انبوه اطلاعات، سعی در حل آن‌ها دارد. در این روش نیز، فکر مخاطب ممکن است به خاطر حجم اطلاعات بدون تحلیل، تعطیل شود .

این روش‌ها اغلب به استعدادهای اصیل انسانی توجه کافی ندارند و می‌توانند منجر به “مسخ و پوک شدن” متربی شوند . در مقابل، روش تربیتی صحیح نیازمند مشخص کردن هدف تربیت نیز هست . هدف تربیت باید راه بلندی را در بر گیرد و با امکانات و توانایی‌های انسان متناسب باشد . این هدف تعیین می‌کند که پرورش کودک به چه سمتی می‌رود .

در نهایت، روش تربیتی صحیح نیازمند در نظر گرفتن سه رکن اساسی است: موضوع تربیت (انسان و استعدادهایش)، هدف تربیت، و محیط تربیت. غفلت از هر یک، می‌تواند تلاش‌های تربیتی را بی‌ثمر یا حتی مخرب سازد.

در ادامه به بیان روش تربیتی مطلوب خواهیم پرداخت.

با ما همراه باشید.

پیمایش به بالا