در مسیر پرپیچوخم تربیت، شناخت دقیق سه رکن اساسی – موضوع (انسان)، هدف، و محیط – امری ضروری است همانطور که در مطلب پیشین به اهمیت شناخت استعدادهای اصیل انسان و تعیین هدف بلندمدت تربیت پرداختیم، اکنون نوبت به درک نقش بیبدیل محیط فرا رسیده است. محیط، صرفاً فضای فیزیکی اطراف کودک نیست، بلکه مجموعهای از عوامل و جریانات تأثیرگذار است که انسان در تعامل با آن، شکل میپذیرد .
یکی از تقسیمبندیهای کلیدی که باید به آن بپردازیم، تفکیک محیط به دو نوع “بسته” و “باز” (یا “متضاد”) است .این تقسیمبندی بر پایه وجود یا عدم وجود «اندیشهها و حرفهای مختلف» در محیط صورت میگیرد.
محیط بسته محیطی است که در آن، یک اندیشه یا فرهنگ حاکم است و تمام عوامل اثرگذار (خانواده، مدرسه، جامعه کوچک) در یک جهت و همسو عمل میکنند. در چنین محیطی، کودک آنچه را میشنود از منابع مختلف (مادر، پدر، برادر بزرگتر، معلم) همسو مییابد. ویژگیهای اصلی این محیط عبارتند از:
- همسویی: تمام عوامل در یک جهت واحد عمل میکنند .
- نبود شک و تردید بیرونی: به دلیل همسویی محیط، کمتر تردیدی از بیرون به ذهن فرد وارد میشود، که منجر به آرامش روانی و تثبیت باورها میگردد .
- نبود تهدیدهای مختلف: آسیبها و اندیشههای متضاد فرصت بروز یا نفوذ کمتری مییابند.
در مقابل، محیط باز (متضاد) محیطی است که در آن اندیشهها، فرهنگها و عوامل تأثیرگذار متعدد و حتی متضاد وجود دارند و هر کدام سعی در نفوذ و اثرگذاری بر افراد جامعه دارند. جامعه امروزی ما نمونهای از این محیط به شمار میآید، با گستردگی نظرات مختلف اعتقادی، سیاسی، فرهنگی، فرقه های انحرافی و به ویژه نقش پررنگ رسانهها و شبکههای اجتماعی. این انبوه اطلاعات و اندیشهها مخاطب را سردرگم میکند و این تضاد، مشخصه اصلی محیط باز است.
ویژگیهای کودک در محیط متضاد تحت تأثیر این شرایط شکل میگیرد:
- از لحاظ روانی: آرامش کمتری دارد زیرا در معرض اندیشههای مختلف است.
- از لحاظ آموزش و یادگیری: به دلیل شنیدن حرفهای متفاوت، بدبین و دیرباور میشود و هر حرفی را به راحتی نمیپذیرد .
- از لحاظ عاطفی: ممکن است سرسخت و خشن شود و اندیشه درست را نیز به راحتی نپذیرد .
تهدیدهای اصلی در این محیط، اندیشههای مخالف هستند که به دو صورت بر کودک اثر میگذارند:
- هجمههای بیرونی فکری و رفتاری: شامل شبهه، طعنه، تمسخر و رفتارهایی که توانایی ایستادگی کودک را در برابر اندیشهها و رفتارهای نادرست به چالش میکشند .
- هجمههای درونی: اندیشههای مخالفی که مورد قبول کودک واقع شده و در وجود او نفوذ کردهاند، به مرور “خودی” شده و به صورت عادت و تعصب درونی در میآیند.
روش تربیتی صحیح در این فضا، باید علاوه بر موضوع و هدف، برای عوامل محیطی نیز تدبیری داشته باشد تا تلاشها خنثی یا تضعیف نگردد. اینجاست که نیاز به رویکردی نوین برای مصونسازی کودک از درون احساس میشود تا او بتواند در برابر هجمههای متعدد ایستادگی کند.


