برتر

تربیت در عصر تضاد: ساختاردهی درونی برای مواجهه با هجمه‌ها

در شماره‌های پیشین به مفهوم تربیت، محیط‌های بسته و باز، و همچنین روش‌های متداول تربیتی از جمله رویکردهای دستوری، محبت افراطی، تلقین‌محور و آموزش‌محور پرداختیم. اما محیط کنونی ما، یک محیط باز و متضاد است که با چالش‌های پیچیده‌ای همراه است . در این محیط، فرزندان ما صرفاً با یک نوع اندیشه یا سبک زندگی مواجه نیستند؛ بلکه سیل عظیمی از اطلاعات، افکار و رفتارهای متناقض به سوی آن‌ها روانه می‌شود که می‌تواند آسیب‌های جدی به همراه داشته باشد.

انواع هجمه‌ها در محیط متضاد این هجمه‌ها به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند که کودک را در معرض آسیب قرار می‌دهند:

  1. هجمه‌های فکری بیرونی: محیط باز مملو از افکار گوناگون و متضاد است. کودک ما در مدرسه، بین دوستان، یا از طریق رسانه‌ها، با افکاری روبرو می‌شود که ممکن است با آنچه در خانه می‌آموزد در تضاد باشد. عدم توانایی کودک در تحلیل و تشخیص افکار صحیح از ناصحیح، او را به بدبینی و تردید سوق می‌دهد.
  2. هجمه‌های رفتاری بیرونی: تنها افکار نیستند که آسیب می‌رسانند؛ رفتارها و تمسخرها نیز می‌توانند شخصیت کودک را هدف قرار دهند . برای مثال، دختری که چادر می‌پوشد ممکن است مورد تمسخر دوستانش قرار گیرد و این موضوع حتی با وجود آگاهی کافی، او را دچار تردید کند.
  3. هجمه‌های درونی: این هجمه‌ها در واقع همان افکار بیرونی هستند که در طول زمان در درون کودک نفوذ کرده و به بخشی از وجود او تبدیل شده‌اند، مانند عادات و تعصبات. این اسارت‌های درونی، مانعی جدی برای پذیرش حق هستند و جدا شدن از آن‌ها دشوار است.

ضرورت روش تربیتی مصون‌ساز با وجود این هجمه‌های مداوم و گسترده، نمی‌توان صرفاً با از بین بردن اندیشه‌های مخالف یا کنترل کامل محیط، فرزندان را مصون داشت. راهکار صحیح، مصون‌سازی خود متربی از درون است. همان‌طور که با کشف واکسن، کودک را در برابر بیماری‌ها از درون مقاوم ساختند، در تربیت نیز باید روشی را به کار گرفت که کودک را در برابر هجمه‌ها و ارزش‌های متضاد محیط از درون محکم کند.

سه عنصر اصلی روش مصون‌ساز برای تحقق این مصونیت درونی، باید سه عنصر کلیدی در کودک ایجاد و تقویت شود:

  1. شخصیت
  2. حریت (آزادگی)
  3. تفکر

این سه عنصر، در تقابل با تهدیدهای محیط متضاد، کشف شده‌اند.

تبیین شخصیت: هویت مستقل و خودباوری شخصیت، به معنای داشتن هویتی مستقل است . یعنی کودک باید بتواند روی پای خودش بایستد و در برابر آنچه از بیرون به او تحمیل می‌شود، مقاومت کند. این ایستادگی، محصول خودباوری است. ریشه شخصیت، در خودارزشمندی فرد نهفته است؛ کسی که خود را موجودی با ارزش می‌داند، مقاومت بیشتری در برابر فشارهای بیرونی دارد.

نمودها و علائم شخصیت در کودک شناخت شخصیت در کودک از طریق مشاهده نمودهای رفتاری او ممکن است:

  • در برخورد با دیگران: کودک با شخصیت، به راحتی از هر کسی تقلید نمی‌کند. او تحت تأثیر هر حرف یا عقیده‌ای بدون دلیل قرار نمی‌گیرد، بلکه در برابر آن‌ها مقاومت کرده، چرایی آن‌ها را می‌پرسد و از نظر و عقیده خود دفاع می‌کند. همچنین، او مسئولیت‌پذیر است و تمایل به رهبری و سرگروه شدن دارد.
  • در وجود خودش: در مواجهه با مشکلات، به جای تقصیر دیگران، خود را مسئول می‌داند و در صورت شکست، برای جبران آن اقدام می‌کند .
  • نبود شخصیت کافی در کودک، او را در برابر هجمه‌های محیطی آسیب‌پذیر می‌کند و به فردی مقلد، بی‌اعتماد به نفس، و سردرگم تبدیل می‌کند. تربیت صحیح باید به جای گره زدن ارزش کودک به عوامل بیرونی (مانند نمره یا تایید دیگران) ، او را قادر سازد تا با تقویت شخصیت درونی، از خود و ارزش‌هایش دفاع کند و در مسیر خودباوری و استقلال قدم بردارد
پیمایش به بالا